زمستان 1399 (در حال انتشار)                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری تخصصی علوم سیاسی گرایش مسائل ایران دانشگاه علوم و تحقیقات ، Chehrazad.saeed@gmail.com
2- دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی- مسائل ایران دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه علوم و تحقیقات، تهران، ایران
چکیده:   (796 مشاهده)

نتیجۀ تاریخ جهان از ادوار باستان تا‌کنون، حضور نخبگان رسمی (حکومتی) و نخبگان غیررسمی (غیرحکومتی) را تجربه کرده است. بااین‌حال، اصطلاح و تعریف علمی واژۀ نخبگان را اروپاییان مطرح کرده‌اند با این توضیح که همۀ جوامع، اعم از جوامع تمامیت‌خواه و جوامع آزاد، به استفاده از نخبگان رسمی ناگزیر هستند. جوامع بسته و غیردموکراتیک به‌دلیل انسداد سیاسی، از پدیدۀ گردش نخبگان مانع میشود. مدار بستۀ حاکمیت بلافصل نخبگان رسمی موجب ناکارآمدی نخبگان سیاسی و مطرح‌نشدن ایدههای نو و در یک کلام، مانع از برقراری تعادل اجتماعی میشود. ناکارآمدی نخبگان سیاسی از‌یک‌سو و ارتقای منزلت و پایگاه اجتماعی نخبگان غیررسمی از‌سوی‌دیگر، ثبات سیاسی و اجتماعی جامعه را دستخوش ناآرامی و آشوبهای اجتماعی میکند.
در این پژوهش، نگارندگان به عامل اصلی ورود نخبگان به دایرۀ حکومتی در دورۀ قاجار و پهلوی پرداخته‌اند. همچنین، سعی کرده‌اند با روش تاریخی و طبق نظریۀ نخبگان موسکا، دربارۀ نخبگان رسمی دورۀ قاجار به این نتیجه برسند که عامل اصلی ورود آنان به دایرۀ نخبگان حکومتی، پیوند خانوادگی‌شان با شاهان قاجار و دربارۀ نخبگان رسمی دورۀ پهلوی دوم نیز ارتباط خویشاوندی آنان با یکدیگر موجب ورودشان به حوزۀ نخبگان حکومتی بوده است.

     
نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: فرهنگ
دریافت: 1399/8/20 | پذیرش: 1399/11/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.